موسیقی کانتری در ایران: تقابل فرهنگ غربی و محدودیت‌های داخلی

“پس از ورود اولین صفحه‌های گرامافون، دولت ایران برای نخستین بار در سال ۱۹۳۱ برخی از سبک‌های موسیقی را ممنوع کرد. دولت در دهه ۱۹۳۰، بسیاری از ترانه‌ها را از منظر عدم ارتباط با ایدئولوژی کمونیستی بررسی می‌کرد. در مقابل، دولت ایران در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ برخی از ژانرهای موسیقی مانند راک و سپس هیپ‌هاپ را غیرمجاز اعلام کرد، زیرا از زمان انقلاب اسلامی، آمریکا و محصولات فرهنگی وابسته به آن به‌عنوان قدرتی امپریالیستی تلقی می‌شد. از آن زمان، سیاست‌های فرهنگی ایران به دنبال کاهش نفوذ فرهنگ آمریکا بر جامعه بوده است.

در این شرایط، سیاست فرهنگی از دهه ۲۰۰۰ استراتژی جدیدی را اجرا کرد. خود دولت از ژانرهای به‌اصطلاح ممنوعه موسیقی برای تبلیغ دیدگاه‌های سیاسی و ایدئولوژیک خود استفاده می‌کند. این امر به برخی از نوازندگان این امکان را داده که به طور رسمی در زمینه هیپ‌هاپ و راک فعالیت کنند. در نتیجه جهانی‌شدن جامعه ایران، تضاد مستمری بین جامعه و دولت وجود دارد.

موسیقی کانتری به‌عنوان فضایی جدید برای تنش بین نوازندگان و دولت ظاهر شده است. سیاست فرهنگی همچنان به تلاش برای کنترل علاقه فزاینده نوازندگان به موسیقی کانتری ادامه می‌دهد. در این شرایط، هنرمندان از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برای دستیابی به مخاطبان خود استفاده می‌کنند، زیرا برای انتشار موسیقی خود در این پلتفرم‌ها الزاماً نیازی به مجوز دولت ندارند.

موسیقیدانان ژانر کانتری قصد دارند نوعی موسیقی کانتری ایرانی خلق کنند. در بررسی قطعات آلبومی که توسط مهرشاد وفا به‌صورت مجازی منتشر شده و از اولین آلبوم‌ها در ژانر کانتری پس از انقلاب است، مشخص شد که فرآیند بومی‌سازی موسیقی کانتری بیشتر در سطح متن رخ داده است و هنوز لایه ملودیک را شامل نمی‌شود.”

photo_۲۰۲۵-۰۲-۱۸_۱۳-۵۲-۵۱

موسیقی کانتری ایرانی
توجه این مقاله به موسیقی کانتری به عنوان یک موضوع تحقیقی در رابطه با ژانرهای موسیقی امری جالب است، زیرا نویسنده در سال ۲۰۱۹ با آلبومی در این ژانر که در اینستاگرام منتشر شد، مواجه شده است. مهرشاد وفایی، متولد ۱۹۸۶ در تهران، آلبوم «از کویر لوت تا آریزونا» را در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد که قابل توجه است، زیرا این آلبوم به صورت رسمی منتشر شده و هم‌اکنون در شبکه‌های اجتماعی قابل سفارش است. این شرایط علاقه‌ شخصی نویسنده را برای آشنایی با موسیقی کانتری ایرانی برانگیخت. نگارنده از طریق اینستاگرام با مهرشاد وفاین ارتباط برقرار کرد. او توضیح داد که علاقه‌اش به موسیقی کانتری با کارتون لوک خوش‌شانس در اواسط دهه ۱۹۹۰ جرقه خورد. فرهنگ موسوم به «فرهنگ جنوب غربی» و موسیقی کانتری مرتبط با آن در این مجموعه انیمیشن بسیار پررنگ است. این نکتهٔ مهمی است که با استفاده از نظریه جهانی شدن آرجون آپادورای قابل توضیح و تشریح است.

یکی از مهم‌ترین نظریه‌های جهانی شدن به قوم‌شناس هندی آرجون آپادورای باز می‌گردد. به نظر او، جهانی شدن می‌تواند در پنج بعد صورت گیرد: منظر قومی، منظر رسانهای، منظر فن‌آوری، منظر مالی، منظر ایدئولوژی (Appadurai, 2008, 33). بعدی که به مورد مهرشاد وفاین مرتبط است، منظر رسانهای است. آرجون آپادورای اشاره می‌کند که بعد رسانهای هم به توزیع قابلیت‌های الکترونیکی برای تولید و انتشار اطلاعات (روزنامه‌ها، مجلات، ایستگاه‌های تلویزیونی و استودیوهای تولید فیلم) که اکنون در خدمت تعداد فزاینده‌ای از منافع خصوصی و عمومی در سطح جهان است، و هم به تصویری که این رسانه‌ها از جهان ایجاد می‌کنند، اشاره دارد (Ibid, 457).

مهرشاد وفاین همچنین از فیلم‌های وس آنس به عنوان منبع دیگری یاد کرد که از طریق آن با موسیقی کانتری ارتباط برقرار کرد. او به فیلم «خوب، بد و زشت» محصول سال ۱۹۶۶ ایتالیا اشاره می‌کند. در نهایت مهرشاد وفاین با ساز گیتار در هنرستان تهران پذیرفته شد. او چالش‌های خود در یادگیری موسیقی کانتری را این‌گونه بیان می‌کند:
«می‌خواستم در هنرستان دانش خود را در مورد موسیقی کانتری بیشتر کنم، اما استاد مناسبی پیدا نکردم. با گوش دادن به آهنگ‌ها سعی کردم از آنها تقلید کنم. می‌خواستم گام موسیقی کانتری را یاد بگیرم. بعد از مدتی متوجه شدم که موسیقی کانتری گام خاصی ندارد و آشنایی با بلوز سهم زیادی در اجرای موسیقی کانتری دارد. به همین دلیل یادگیری بلوز را با نوازندگان گیتار شروع کردم. در مقطعی کتاب درسی موسیقی کانتری به دستم رسید و بعداً یک کتاب درسی از برد پرنلی گرفتم. تکنیک‌هایی که او در آهنگ‌های انتخابی‌اش استفاده می‌کرد توضیح می‌داد تا هنرجویان بتوانند آن تکنیک‌ها را تمرین کنند. کتاب‌های «کانتری داغ» و «گیتار کانتری پیشرفته» از دیگر مطالب آموزشی مفید برای من بودند» (Vafaei, 2019).

همانطور که گفته شد، ویژگی منحصر به فرد مهرشاد وفاین این است که آلبومی در ژانر موسیقی کانتری منتشر کرده است. این احتمالاً اولین آلبوم ایرانی در این سبک است. اما به جرأت می‌توان گفت که پس از انقلاب اسلامی چندین آلبوم منتشر نشده بود. این آلبوم شامل ده قطعه است که شش قطعه آن به زبان فارسی است: «کایمن»، «پگاسوس»، «چرا باید»، «کابوی»، «دوست دارم»، «عشق من». قطعهٔ «اکنون با هم باشید» به انگلیسی/فارسی است. قطعهٔ «Knock Knock» کاوری از قطعهٔ «Knockin on Heaven’s Door» باب دیلن است. دو قطعهٔ «از کویر لوت تا آریزونا» و «غرب وحش» سازی هستند. قطعهٔ اول با نام «کایمن» در سل ماژور است و از اولین آهنگ‌هایی است که وفاین خودش ساخته است. طبق الگوی بلوز از آکوردهای سل، دو و ر استفاده می‌شود. سازبندی به صورت زیر است: گیتار آکوستیک، گیتار الکتریک، گیتار بیس، فیدل، گیتار استیل و درامز. اشعار به زبان فارسی است و مهرشاد وفاین بارها در شعر این ترانه بر واژه «کایمن» تأکید می‌کند.

روند ساخت این آهنگ را این‌گونه بیان می‌کند:
«در ابتدا این آهنگ توسط چند ایرانی تنظیم شده بود. اما من آن را دوست نداشتم. آن آهنگ شبیه موسیقی کانتری نبود. فوریه ۲۰۱۵ نقطه عطف در کار من بود از این نظر که با گروه آمریکایی انیمیشن که برای کنسرت در تهران بودند آشنا شدم. چند تا از آهنگ‌های من را برایشان پخش کردم. یکی از اعضای گروه بهنام جن روم پارکر ولز با تنظیم آهنگ‌های من موافقت کرد. به عنوان یک موسیقیدان آمریکایی، او موسیقی کانتری را به خوبی می‌شناخت. به همین دلیل آهنگ‌های تمام شده‌ام را یکی یکی برای او فرستادم تا تنظیم کند» (Vafaei, 2019).

و همکاری مهرشاد وفاین با جن روم پارکر ولز از نظر فرهنگی و سیاسی قابل توجه است. در بخشی از جشنواره موسیقی فجر، این گروه جز آمریکایی برای اولین بار به ایران دعوت شد. این موضوع تا پیش از آن سابقه نداشت و هیچ گروه موسیقی از آمریکا فرصت حضور در این جشنواره را به دست نیاورده بود. دعوت این گروه همزمان با مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا (آلمان، فرانسه، انگلیس)، روسیه، چین و ایالات متحده در مورد توافق هسته‌ای صورت گرفت. کنسرت این گروه را می‌توان همانطور که رئیس‌جمهور وقت، حسن روحانی، وعده داده بود، به عنوان سیگنالی برای آزادسازی فضای فرهنگی ایران در نظر گرفت.

علاوه بر این بعد سیاسی، حضور گروه موسیقی آمریکایی در ایران دارای بعد فرهنگی نیز هست که در نهایت منجر به همکاری مهرشاد وفاین با نوازندگان آمریکایی شد. این یکی دیگر از جنبه‌های جهانی شدن است که بر اساس نظریه آرجون آپادورای مبتنی بر منظر قومی و فن‌آوری است. آپادورای این مفاهیم را به شرح زیر توصیف می‌کند:
منظر قومی: «چشمانداز همیشه در حال تغییر افرادی است که دنیا را می‌سازند: گردشگران، مهاجران، پناهندگان، تبعیدیان، کارگران مهمان و سایر گروه‌ها و افراد در حرکت» (Appadurai, 2008, 33).
منظر فن‌آوری: «جهانی شدن همیشه با سیاست فن‌آوری همراه است و این واقعیت که فن‌آوری، چه بالا و چه پایین، چه مکانیکی و چه اطلاعاتی، اکنون با سرعت بالایی از مرزهای قابل نفوذ قبلی حرکت می‌کند» (Ibid, 34).

تئوری‌های جهانی شدن منظر قومی و فن‌آورانه برای توصیف همکاری مهرشاد وفاین و نوازندگان آمریکایی بسیار مناسب است. اگر به گروه آمریکایی اجازه ورود به ایران داده نمی‌شد، این همکاری صورت نمی‌گرفت. این گروه پس از مدت کوتاهی ایران را ترک کرد، اما همکاری با برخی از موسیقیدان‌های ایرانی و آمریکایی ادامه یافت. علت تحقق این امر، جهانی شدن فن‌آورانه ایران بود که موجب می‌شد کانال‌های ارتباطی برای موسیقیدانان ایرانی و آمریکایی از طریق این فضا تضمین شود.

Introduction: After the first importation of gramophone records, the Iranian government banned some music styles for the first time in 1931. In the 1930s, the government examined the lyrics of songs to prevent connection with communist ideology. On the other hand, in the 1980s and 1990s, the Iranian government banned some musical genres such as rock and later hip-hop, because since the Islamic Revolution, America and its cultural products were considered an imperialist power.

Objectives: This article examines two periods in which the Iranian government banned some genres of music. First, the 1930s are considered. After the import of foreign gramophone records, the Iranian government prohibited some music styles for the first time in 1931. These regulations targeted recordings with communist content. The second period refers to the current musical life in Iranian society. “Musicians from certain Western European and American music genres, such as rock, hip-hop, and country, are not officially recognized and are not allowed to work due to the cultural policies in Iran since the Islamic Revolution, where America is considered an imperialist power.”

Research Method: This article is considered a qualitative research study. Regarding methodology, the theoretical framework section is based on library studies. Data collection in the results section is based on fieldwork, ethnography, netnography, and library studies.

Results: Gramophone records can be considered as the dominant audio medium during the reign of Pahlavi I (1925-1941) because there was no national radio station in Iran at that time. Wide acceptance of these recordings in Iranian society led to regulatory measures by the government. The government was concerned about the expansion of gramophone records in Iranian society, so it intervened in the recording industry by setting up a regulation for it. With this, the government no longer allocated the affairs of the recording industry to the field of culture, but to the field of security. As a result, the recording industry came under the supervision of the Ministry of Interior and the police and was managed by them. Another set of regulations was approved by the cabinet on July 18, 1931. According to this regulation, recordings whose content was politically communist and socialist were classified as politically harmful and were prevented from entering Iran. The place of music after the Islamic revolution is highly dependent on the place of music in Islam. The more stable the new cultural policy became after the revolution, the more the limitations of music life became. These restrictions were caused by some religious interpretations that considered music haram. In addition to religious reasons, these restrictions also had a political background. Western populist music was seen as a symbol of the modernized politics of the Shah’s regime. After the 1997 presidential election, Iranian music, especially popular Iranian music, was transformed. At the beginning of the 21st century, pop music was a well-known concept in Iran’s cultural policy. However, the genres of hip-hop, rock, and country were not recognized by Iran’s cultural policy and were classified as imperialist culture. Rock music, despite all the restrictions, managed to find some freedom in the late 1990s. But in general, it was not common for rock bands to get a publishing license. As a result, many bands abandoned their formal activities and instead used the Internet as a new way to connect with audiences. Rock music was undoubtedly famous among the youth in the 2000s. In this situation, cultural politicians implemented a new strategy. Music custodians in the government promoted an official rock scene in Iran that was neither strongly political nor critical. The protesting nature of informal rock music turned into lyrical and mystical content.

The roots of hip-hop in Iran go back abroad to an Iranian group called Sandy in Los Angeles in the early 1990s. Like rock music, the Internet also played a significant role in the spread of this genre of music. Iranian hip-hop music is divided into the following categories in terms of content and discourse: pleasure, street rap, radical protest, 6/8, critical-moral, Islamism, women’s rights, and women’s homosexuality.

The focus of this article on country music as a research topic about imperial music genres is because the author came across an album in this genre that was published on Instagram. Mehrshad Vafaei released the album “From the Lute Desert to Arizona” in 2019, which is remarkable, because this album was released unofficially. It is safe to say that no such album has been released after the Islamic Revolution. This album contains ten songs, six of which are in Persian. Mehrshad Vafai released this album in collaboration with American musician Jerome Parker Wells. This cooperation is culturally and politically significant. As a part of the Fajr Music Festival, Jazz American Animation Group was exceptionally present in Tehran in 2015. This is an unprecedented issue and no band from America had the opportunity to participate in this festival. In addition to this political dimension, the presence of the American music group in Iran also has a cultural dimension, which ultimately led to the cooperation between Mehrshad Vafaei and American musicians. This is another aspect of globalization based on the theory of Arjun Appadurai, which is based on ethnic and technological landscape. Mehrshad Vafaei plans to create a kind of Iranian country music. Globalization happened in the first album of Mehrshad Vafaei at the textual level. At the musical level, this issue is not recognizable. Mehrshad Vafaei faced plenty of opposition when releasing his album because country music was unacceptable to the Ministry of Culture and Islamic Guidance. The relevant commission, which evaluates applications for the release of albums in terms of music and lyrics, rejected the use of the “Country” name. They thought the word sounded too American.

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *